کد خبر: ۱۰۷۸۰۴
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۰
درسا مرادی سروستانی
درسا مرادی سروستانی
درسا مرادی سروستانی فعال دانشجویی دانشگاه دولتی جهرم در یادداشتی در خصوص طرح جدید قراردادهای نفتی موسوم به ipc نوشت:

حاکم شهر هرت وزیر زیرکی داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر!به او امر کرد تا راهی پیدا کند تا بر روح  و جان این مردم مسلط شود بدون آنکه بفهمند و اعتراضی بکنند؛وزیر فکری کرد و طوماری نوشت و به جارچیان داد تا در سراسر شهر ها و روستا ها بخوانند.
قوانین جدید بدین شرح بود:
-اعتقاد به دین قدیم و سواد آموزی را غیر قانونی اعلام کرد.
-مالیات هارابه سه برابر افزایش داد.
-ارزش جان و شخصیت مردمان به اندازه چهارپایان کشور همسایه که موطن اصلی حاکم بود،اعلام شد.
هرگونه اعتراض و مخالفت با این قوانین مجازات مرگ داشت و در نهایت طبق این قوانین،آروغ زدن هم ممنوع اعلام شد.

خلاصه داستان اینکه مردم همه آن قوانین سخت را رها کرده و چسبیدند به همین مورد آخر،در خفا و پنهانی به آروغ زدن مشغول بودندحتی مهمانی های زیر زمینی می گرفتند و لوبیا می خوردند و گروپ آروغ راه می انداختند!بعد از مدتی دیگر کسی آن ماجرای منع سواد و دین اجباری و کاپیتولاسیون و مالیات را به خاطر نیاورد و همگان سعی کردند از این آخرین حق بدیهی خودشان دفاع کنند.و در همین احوال حاکم و وزیرش در قصر قهقهه سر می دادند که چه زیرکانه مردمان را در بخار معده شان غرق کرده...

حکایت این روز های کشور ما هم همین است؛ از ابتدا سرگرم قرارداد برجام شدیم، ته آن رسید به بتون ریزی و بیست سال عقب افتادن و بعد از آنFATF، سند 2030 و الان هم  قرار دادIPC.

خدا می داند که پشت پرده این مربع چه چیزی نهفته بوده و هست "و مکروا مکرالله والله خیر الماکرین"؛ که تا الان رکبی بیش نخوردیم همانطور که برجام تصویب و اجرا شد و راز های مگوی سند FATFهم بر ملاشد، سند 2030 هم به حاشیه های فراوان کشیده شد. تکلیف این شرکت نفتی توتال هم همین چند دهه پیش مشخص شد، سال 1382 با آن رشوه 60 میلیون دلاری که این شرکت به مدیران وزیر نفت وقت دادند،واقعا برای عقد یک قرار داد نیاز به این همه هزینه بود که حاضر به پرداخت شدند؟!.

هر کودک خردسالی هم متوجه می شود که صد درصد نفعی که می برند بیش از این هاست؛و در جریان این ماجرا نظام بورس اروپا این شرکت نفتی را متهم کرد و دومارژری، مدیر توتال، پرداخت رشوه را پذیرفت و در نهایت به دادگاه فراخوانده شد امادر یک سانحه هوایی مشکوک جان سپرد؛

به وضوح سابقه درخشان این شرکت از این رزومه پیشینش با کشورمان برمی آید ک فریبی بیش نیست...حرفم این است که تمام کنیم این فریب خوردن هارا،بس است دیگر؛اینقدر سرگرم این مسائل شدیم که خودمان هم نفهمیدیم چطور داعش وارد کشور شد و قصد خرابکاری در تهران را برنامه ریزی کرد،البته طبق صحبت رهبرمان این ترقه بازی ها مارا از چیزی نمی ترساندولی این گستاخی را به یک سری افراد داد ؛همان هایی که معروف اند به "مجاهدین شنبه" آمدند و  سنگ خورده به سینه خود زدند، که دیدید ماهم گفتیم موشک خوب است و سپاه از آن خوب تر، بر منکر آن لعنت! 180درجه تغییر زاویه آن هم در مدت دوماه!!!! چسباندن موشک آن هم به دولت!!؟ میتواند اسکار خنده دار ترین جک سال را به خود تعلق دهد....

سرگرم شدنمان به این موضوعات فقط جز اینکه مارا از اصل موضوع جدا کند و حال و روزمان شبیه شهر هرت شود، چیزی نیست؛مگرنه اینکه فرمان آتش به اختیار رهبرمان را داریم؟؟!!!!

واقعا منتظر چه چیزی هستیم؟! شمارا به خدا قسم دست بردارید از این همه برداشت و معنی کردن و توضیح دادن این فرمان رهبر؛بس است!"آتش به اختیار" *یعنی* ندارد؛!#عمل دارد....! وقت عمل کردن به آن رسیده نه نشستن و توضیح و شرح دادن آن که منظور رهبر فلان است و فلان....منظور رهبر روشن است...یاعلی
 
انتشار یادداشت‌های دانشجویی به معنای تایید تمامی محتوای آن توسط سایت نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است.
نام:
ایمیل:
* نظر: